گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ

جلوهٔ شوخ تو رعنا قد رعنای تو شوخ

همهٔ اطوار تو دلکش همهٔ اوضاع تو خوش

همهٔ اعضای تو شیرین همهٔ اجزای تو شوخ

سر حیرانی چشمم ز کسی پرس ای گل

کافریدست چنین نرگس شهلای تو شوخ

فتنه در مملکت دل نکند دست دراز

به میان ناید اگز از طرفی پای تو شوخ

جامهٔ ناز به قد دگران شد کوتاه

خلعت حسن چو شد راست به بالای تو شوخ

نیست همتای تو امروز کسی در شوخی

ای همان گوهر یکتای تو همتای تو شوخ

محتشم بود ز ثابت قدمان در ره عشق

بردباری دلش از جا حرکتهای تو شوخ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام