گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح

لله‌الحمد که شد کین نهان تو صریح

بود عاشق کشی اندر همه عهدی پنهان

آخر این رسم نهان شد به زمان تو صریح

خوش برانداخته‌ای پرده که در خواهش می

هست در گوش من امشب سخنان تو صریح

دوش در مستی از آن رقعه‌نویسی هر حرف

که دلت داشت نهان کرد بیان تو صریح

آن که می‌داشت عبور تو به مسجد پنهان

دوش می‌داد به میخانه نشان تو صریح

با تو هم دشمنی غیر عیان شد امروز

بس که سوگند غلط خورد به جان تو صریح

به کنایت سخن از جرم کسی گفتی و گشت

کینهٔ محتشم از حسن بیان تو صریح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام