گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمت

صورت طلب نیم که درین خانه جویمت

بیزم به جستجوی تو خاک دل خراب

گنجی عجب مدان که ز ویرانه جویمت

ای شمع دقت طلبم بین که در سراغ

ز آواز جنبش پر پروانه جویمت

عقلم فکند از ره و عشقم دلیل گشت

کز رهنمائی دل دیوانه جویمت

یک آشنا نشان توام در جهان نداد

شضد نوبت این زمان که ز بیگانه جویمت

ای خواب خوش که گمشده‌ای چند هر شبی

تا صبح از شنیدن افسانه جویمت

در کوی شوقم ای دریک دانه معبدی است

کانجا به ذکر سبحه صد دانه جویمت

جام فراق دادی و رفتی که در خمار

چون بی‌خودان به نعرهٔ مستانه جویمت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام