گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

درین کز دل بدی با من شکی نیست

که خوبان را زبان با دل یکی نیست

چو نی یک استخوانم نیست درتن

که بر وی از تو زخم ناوکی نیست

بهر دردم که خواهی مبتلا کن

که ایوب تو را صبر اندکی نیست

رموز نالهٔ بلبل که داند

درین گلشن که مرغ زیرکی نیست

دلم از دست طفلی ترک سر کرد

که بی‌آسیب تیغش تارکی نیست

نه از غالب حریفیهای حسن است

که یک عالم حریف کودکی نیست

در وارستگی در قلزم عشق

مجو کاین بحر مهلک را تکی نیست

اگر مرد رهی راه فنا پوی

که سالک را ازین به مسلکی نیست

مرنجان محتشم را کو سگ توست

سگی کاندر وفای او شکی نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام