گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در ظل همائی که بر او میل جهانی است

مرغان اولی‌الاجنحه را خوش طیرا نیست

در حسرت آن طایر بی‌بال و پر ما

خوش دل شکن آهنگی و دل گاه فغانیست

پر گرم مران ای بت سر کش که به راهت

در هر قدم افتاده ز پا سوخته جا نیست

برتاب عنان خود ازین راه که رد پی

دیوانهٔ بی دهشت گیرنده عنانیست

مستغرق وصل است کسی از تو که او را

از وصل و فراق تو نه سود و نه زیانیست

تمییز من و غیر حوالت به نظر کن

کاندر رخ هر عاشقی از عشق نشانیست

گو قهر به اغیار مکن بهر دل ما

آن شوخ که در هر غضبش لطف نهانیست

آهسته خدنگی زد و از سینه گذر کرد

جنبش این تیر چه پرزور کمانیست

طرز سخن محتشم از غیر مجوئید

کاین لهجه خاصی است که مخصوص زمانی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام