گنجور

شمارهٔ ۹

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت

نمی‌گفتم که خواهد بست همت رختم از کویت

نمی‌گفتم کمند سرکشی بگسل که می‌ترسم

دل من زین کشاکش بگسلد پیوند از مویت

نمی‌گفتم نگردان قبلهٔ بد نیتان خود را

وگرنه روی می‌گردانم از محراب ابرویت

نمی‌گفتم سخن دربارهٔ بدگوهران کم گو

که دندان می‌کنم یکباره از لعل سخنگویت

نمی‌گفتم بهر کس روی منما و مکن نوعی

که گر از حسرت رویت بمیرم ننگرم سویت

نمی‌گفتم ازین مردم فریبی میکنی کاری

که من باطل کنم بر خویش سحر چشم جادویت

نمی‌گفتم ازین به محتشم را بند بر دل نه

که خواهد جست و خواهد جست او از زلف هندویت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام