گنجور

شمارهٔ ۶۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی

ببین کرا به که در دوستی بدل کردی

چه اعتماد توان کرد بر تو ای غافل

که اعتماد بر آن مایهٔ حیل کردی

مرا محل ستادن نماند در کویت

ز بس که با دگران لطف بی‌محل کردی

بر آن شدی که کنی نام خویش بر دل غیر

خیال سکه زدن بر زر دغل کردی

نبود بد عمل من چرا در آزارم

عمل به قول رقیبان بدعمل کردی

بسی مدد ز اجل خواست روزگارو نکرد

مرا به گور ولیکن تو بی‌اجل کردی

نبود مثل تو اول کسی چرا آخر

بناکسی همه جا خویش را مثل کردی

و گر چه پاس تو دارم به چشم رمز شناس

که آنچه در نظرم بود محتمل کردی

حدیث نیک دهد یار محتشم دیگر

بگو چو ختم حکایت برین غزل کردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام