گنجور

شمارهٔ ۳۲

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم

صید این دامم از آن بی‌اضطرابی نیستم

گرچه هستم در بهشت وصل ای حوری نژاد

چون قرینم با رقیبان بی‌عذابی نیستم

دی که بهر قتل می‌کردی شمار عاشقان

من یقین کردم که پیشت در حسابی نیستم

تا عتابت باشد از حلمم دل خوش که من

مرغ آتشخواره‌ام قانع به آبی نیستم

ز آب حلمت شعلهٔ عشقم به پستی مایل است

عاشقم آخر سزاوار عتابی نیستم

من که صد پیغام گستاخانه‌ات دادم هنوز

در خور ارسال عاشق کش جوابی نیستم

بزم آن مه محتشم مخصوص خاصان به که من

کو چه گردی ابترم عالیجنابی نیستم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام