گنجور

شمارهٔ ۲۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش

به جانب تو کشد شعله از زبان من آتش

بترس از آن که ز آمیزشت به چرب زبانان

شود زبانه‌کش از مغز استخوان من آتش

بترس از آن که چه باران لطف بر همه باری

به برق آه زند در دل تو جان من آتش

بترس از آن که ز حرف حریف سوز نوشتن

به جانب تو زند در قلم بنان من آتش

بترس از آن که چه سک دامن تو گیرم و گیرد

بدامنت ز زبان شرر فشان من آتش

بترس از آن که چو من تیر آه افکنم از دل

به جای تیر جهد از دم کمان من آتش

بترس از آن که ز سوزنده شعرها گه و بیگه

به مجلست فکند محتشم لسان من آتش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام