گنجور

۲ - النوبة الاولى

 
رشیدالدین میبدی
رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۳۴- سورة سبا- مکیة
 

قوله تعالی: وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ و سلیمان را باد، غُدُوُّها شَهْرٌ بامداد بردن باد او را بیک ماهه راه، وَ رَواحُها شَهْرٌ و شبانگاه بردن او را بیک ماهه راه، وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ و او را چشمه مس روانییم؟، وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ و از پریان کسانی پیش او ایستاده، بِإِذْنِ رَبِّهِ بفرمان خداوند او، وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ و هر که بگشتید ازیشان، عَنْ أَمْرِنا از فرمان ما، نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ (۱۲) چشانیم او را از عذاب آتش.

یَعْمَلُونَ لَهُ ما یَشاءُ میکردند او را هر چه او میخواست، مِنْ مَحارِیبَ وَ تَماثِیلَ از محرابها و دیسها، وَ جِفانٍ کَالْجَوابِ و کأس‌ها چون حوضها وَ قُدُورٍ راسِیاتٍ و دیگها بر جای نه جنبانیدنی از جای، اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً کار کنید ای کسان داود بآزادی، وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ (۱۳) و اندکی از رهیکان ما که سپاس دارست.

فَلَمَّا قَضَیْنا عَلَیْهِ الْمَوْتَ چون برو قضا کردیم و براندیم برو مرگ، ما دَلَّهُمْ عَلی‌ مَوْتِهِ آگاه نکرد ایشان را و نشان ننمود بر مرگ او، إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ مگر ترده، تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ که بخورد عصای او، فَلَمَّا خَرَّ چون بیفتاد، تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ بجای آوردند پریان و فرادید آمد ایشان را، أَنْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ که اگر ایشان غیب دانستندی، ما لَبِثُوا فِی الْعَذابِ الْمُهِینِ (۱۴) درنگ نکردندی در عذاب خوارکننده.

لَقَدْ کانَ لِسَبَإٍ قبیلة سبا را بود، فِی مَسْکَنِهِمْ در زمین ایشان و در نشستنگاههای ایشان، آیَةٌ شگفتی بس نیکو، جَنَّتانِ دو بهشت، عَنْ یَمِینٍ وَ شِمالٍ از راست رود و از چپ آن، کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ میخورید از روزی خداوند خویش، وَ اشْکُرُوا لَهُ و او را پرستید آزادی او را کنید، بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ (۱۵) شهری و زمینی خوش خداوندی آمرزگار.

فَأَعْرَضُوا روی گردانیدند از فرمان برداری، فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ فرو گشادیم بر ایشان سیل عرم، وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَیْهِمْ و بدل دادیم ایشان را از ان بوستانهای ایشان، جَنَّتَیْنِ ذَواتَیْ أُکُلٍ خَمْطٍ دو بوستان با میوه کوهی پر خار، وَ أَثْلٍ و گز، وَ شَیْ‌ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ (۱۶) و چیزی از کنار اندک.

ذلِکَ جَزَیْناهُمْ بِما کَفَرُوا آن پاداش ایشان کردیم بآن نسپاسی که کردند و بما کافر شدند، وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْکَفُورَ (۱۷) و ما پاداش در خور کنیم مگر ناگرویده ناسپاس را؟

وَ جَعَلْنا بَیْنَهُمْ و کردیم میان ایشان، وَ بَیْنَ الْقُرَی الَّتِی بارَکْنا و میان شهرهای مبارک برکت کرده در ان، قُریً ظاهِرَةً دههای آبادان بپای، وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ و تقدیر کردیم در آن دهها رونده را سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً می‌روید در آن شبها و روزها: آمِنِینَ (۱۸) ایمن.

فَقالُوا رَبَّنا گفتند: خداوند ما، باعِدْ بَیْنَ أَسْفارِنا دورادورتر دورتر کن سفرهای ما، وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ و بر خویشتن ستم کردند، فَجَعَلْناهُمْ أَحادِیثَ ایشان را سمری کردیم، وَ مَزَّقْناهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ و ایشان را پاره پاره باز گسستیم از از هر گونه گسستنی، إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ در ان نشانه‌های است، لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ (۱۹) هر شکیبایی را سپاس دار.

وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ راست کرد ابلیس بر ایشان ظنّ خویش، فَاتَّبَعُوهُ بر پی وی برفتند خلق، إِلَّا فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۲۰) مگر گروهی از گرویدگان.

وَ ما کانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ و نبود ابلیس را بر ایشان دست رسی، إِلَّا لِنَعْلَمَ مگر تا به بینیم، مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ که آن کیست که برستاخیز بگرود، مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِی شَکٍّ از انکس که از کار رستاخیز در گمانست، وَ رَبُّکَ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ حَفِیظٌ (۲۱) و خداوند تو بر همه چیز نگهبانست و گواه.

قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ گوی خوانید ایشان را که بدروغ می‌گویید که خدایانند فرود از اللَّه، لا یَمْلِکُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ نه پادشاه‌اند نه خداوند بر همسنگ ذرّه در هفت آسمان و در هفت زمین، وَ ما لَهُمْ فِیهِما مِنْ شِرْکٍ و ایشان را با خدای در آسمان و زمین هیچ انبازی نیست، وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِیرٍ (۲۲) و اللَّه را در آفرینش آسمان و زمین و کار آن هیچ ازیشان یار نیست و یار بکار نیست.

وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ و سود ندارد شفاعت کردن بنزدیک اللَّه، إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ مگر کسی را که اللَّه دستوری دهد او را، حَتَّی إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ تا آن گه که بیم از دلهای ایشان باز برند، قالُوا ما ذا قالَ رَبُّکُمْ یکدیگر را میگویند: چه گفت خداوند شما؟ قالُوا الْحَقَّ گویند: فرمان روان داد و سخن راست گفت، وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ (۲۳) و اوست آن خداوند برتر بزرگوار.

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام