گنجور

شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل

غم معشوقه هیچ کمتر هست

هستی آگه ز حال کآن خاتون

جز تو آنجاش یار دیگر هست

در وفای تو گر خورد سوگند

که نخورده ست . . . باور هست

شادی وصل او که خواهی یافت

با غم هجر او برابر هست

راههایی که او زند بر چنگ

یاد داری و هیچت از بر هست

برد خواهیش هیچ راه آورد

زین معانیت هیچ در سر هست

آمدن در خورت نبود اینجا

بازگشتنت هیچ در خور هست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام