گنجور

شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعد

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

خواجه بوسعد عمدة الملکی

همچنین سالها بمانی دیر

عقل را دانش تو گیرد دست

آز را بخشش تو دارد سیر

عدل را ظلم خواست کرد تباه

در جهان خواست کشت فتنه دلیر

حشمت تو دو رویه کرد مصاف

هیبت تو دو دسته زد شمشیر

باز بأس تو یافت کوهه پیل

چشم زخم تو یافت پنجه شیر

این به پستی بایستاد ز کار

وآن ز بالا در اوفتاد به زیر

آفت یأس رفت بر من دست

انده خواست گشت بر من چیر

خورد بشکستیم کنون شاید

که کنی این شکسته را کفشیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام