گنجور

شمارهٔ ۵۷ - حسب حال

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

کدام رنج که آن مرمر انگشت نصیب

کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید

اگر غم دل من جمله عمری می بودی

به گیتی اندر بی شک بماندمی جاوید

همی به پیچم از رنج چوشوشه زر

همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید

امید نیست مرا گر کسی امید بود

امید منقطع و منقطع امید امید

نگر چگونه بود حال من که در شب و روز

چرا غم از مهتابست و آتش از خورشید

سپید گشت به من روی روزگار و کنون

همی سیاه کند روزگارم اینت سپید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام