گنجور

شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگار

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

نرسد دست من به چرخ بلند

ورنه بگشادمیش بند از بند

قسمتی کرد سخت ناهموار

بیش و کم در میان خلق افکند

این نیابد همی به رنج پلاس

و آن نپوشد همی ز ناز پرند

آنکه بسیار یافت ناخشنود

وآنکه اندک ربود ناخرسند

خیز مسعود سعد رنجه مباش

هر چه یزدان دهد بر او بپسند

گر جفا بینی از فلک مگری

ور وفا یابی از زمانه مخند

کاین زمانه نشد کسی را دوست

دهر کس را نگشت خویشاوند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام