گنجور

شمارهٔ ۶ - چندین هزار بیت بدیع بلند ماند

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

پنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من

شد سودمند مدت و نا سودمند ماند

وامروز بر یقین و گمانم ز عمر خویش

دانم که چند رفت و ندانم که چند ماند

فهرست حال من همه با رنج و بند بود

از حبس ماند عبرت و از بند پند ماند

از قصد بدسگالان و ز غمز حاسدان

جان در بلا فتاد و تن اندر گزند ماند

چوگان بنه که گوی تو اندر چه اوفتاد

خیره مطپ که کرهٔ تو در کمند ماند

لیکن به شکر کوش که از طبع پاک تو

چندین هزار بیت بدیع بلند ماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

ناسودمند بجای غیرمفید امده زیباست هم هست

امین کیخا نوشته:

فهرست حال یعنی شرح حال
در پزشکی شرح حال را زیستواره ترگمان کرده اند .

امین کیخا نوشته:

غمز اینجا یعنی خبرکشی و جاسوسی ، به فارسی سپزکی می شود خبر چینی

امین کیخا نوشته:

مطپ از تپیدن است به غلت( غلط ) به طپیدن نوشته می شود .

کانال رسمی گنجور در تلگرام