گنجور

شمارهٔ ۱۱ - آتش در قبلهٔ آزر زدیم

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

گردن و گوش غزل و مدح را

بی‌حد پیرایه و زیور زدیم

بی‌مر با بخت درآویختیم

با فلک سفله بسی سر زدیم

سود ندیدیم ز نوک قلم

دست بدین قبضهٔ خنجر زدیم

خیره فرو ماند فلک ز آن که ما

بر بت و بتخانه و بتگر زدیم

از قبل بچهٔ آزر به تیغ

آتش در قبلهٔ آزر زدیم

وز پی این آهو چشمان باغ

با همه شیران جهان بر زدیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

بر زدن و سر زدن را برای مبارزه و ستیز اورده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام