گنجور

شمارهٔ ۱

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

شاعران بینوا خوانند شعر با نوا

وز نوای شعرشان افزون نمی‌گردد نوا

طوطی‌اند و گفت نتوانند جز آموخته

عندلیبم من که هر ساعت دگر سازم نوا

اندر آن معنی که گویم بدهم انصاف سخن

پادشاهم بر سخن، ظالم نشاید پادشا

باطلی گر حق کنم عالم مرا گردد مقر

ور حقی باطل کنم منکر نگردد کس مرا

گوهر ار در زیر پای آرم کنم سنگ سیاه

خاک اگر در دست گیرم سازم از وی کیمیا

گر هجا گویم رمد از پیش من دیو سپید

ور غزل خوانم مرا منقاد گردد اژدها

کس مرا نشناسد و بیگانه رویم نزد خلق

زانکه در گیتی ز بی‌جنسی ندارم آشنا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

دگر کردن یعنی عوض کردن ، فعل کهنتر ورتیدن است ،

امین کیخا نوشته:

اشکار است که vert که در کلمات انگلیسی است مثل convert به معنی تعویض است همین لغت است

کانال رسمی گنجور در تلگرام