گنجور

شمارهٔ ۸

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » غزلیات
 

طعنه زنی که یار کنم دیگر

طعنه مزن که من نکنم باور

تو جان و دل ز بهر مرا خواهی

من از دل تو آگهم ای دلبر

جان و جهان من به تو خوش باشد

ای روی تو ز جان و جهان خوشتر

ای طیره گشته از رخ تو لاله

وی شرم خورده از لب تو شکر

شاد آن زمان شوم که تو را بینم

تابان چو ماه و نازان چون عرعر

بگشایی آن دو بسد پر لؤلؤ

بفشانی آن دو چنبر پر عنبر

گاهی ربایم از لب تو بوسه

گاهی ستانم از کف تو ساغر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام