گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در دشت‌ها به وهم دویده

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص)
 

ای سرد و گرم چرخ کشیده

شیرین و تلخ دهر چشیده

اندر هزار بادیه گشته

بر تو هزار باد وزیده

بی‌حد بنای آز کشفته

بی‌مر لباس صبر دریده

در چند کارزار فتاده

در چند مرغزار چریده

اقلیم‌ها به نام سپرده

در دشت‌ها به وهم دویده

در بحرها چو ابر گذشته

در دشت‌ها چو باد تنیده

در سمج‌های حبس نشسته

با حلقه‌های بند خمیده

بی‌بیم در حوادث جسته

بی‌باک با سپهر چخیده

اندوه، بوتهٔ تو نهاده

اندیشه، آتش تو دمیده

گردون ترا عیار گرفته

یک ذره بر تو بار ندیده

اعجاز گفتهٔ تو ستوده

انصاف کردهٔ تو گزیده

سحر آمده به رغبت و اشعار

از تو به گوش حرص شنیده

باغی است خاطر تو شکفته

شاخی است فکرت تو دمیده

هر کس بری ز شاخ تو برده

هر کس گلی ز باغ تو چیده

وین سر بریده خامهٔ بی حبر

رزق تو از تو بازبریده

افزون نمی‌کند ز لباده

برتر نمی‌شود ز ولیده

وان کسوتی که بختت رشته است

نابافته است و نیم تنیده

تا چند بود خواهی بی‌جرم

در کنج این خراب خزیده

چهره ز زخم درد شکسته

قامت ز رنج بار خمیده

لرزان به تن چو دیو گرفته

پیچان به جان چو مار گزیده

جان از تن تو چست گسسته

هوش از دل تو پاک رمیده

چشمت ز گریه جوی گشاده

جسمت به گونه زر کشیده

ادبار در دم تو نشسته

افلاس بر سر تو رسیده

نه پی به گام راست نهاده

نه می به کام خویش مزیده

اشک دو دیده روی تو کرده

نار چهار شاخ کفیده

گویی که دانه دانهٔ لعل است

زو قطره قطره خون چکیده

در چشم تو امید گلی را

صد خار انتظار خلیده

از بهر خوشه‌ای را بسیار

بر خویشتن چو نال نویده

شمشیر سطوت تو زده زنگ

شیر عزیمت تو شمیده

پر طراوت تو شکسته

روز جوانی تو پریده

بر مایه سود کرد چه داری؟

ای تجربت به عمر خزیده

حق تو می‌نبیند بینی

این سرنگون به چندین دیده؟

حال تو بی‌حلاوت و بیرنگ

مانند میوه‌ای است مکیده

هم روزی آخرش برساند

ایزد بدانچه هست سزیده

مسعود سعد چند لیی ژاژ

چه فایده ز ژاژ لییده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کپه مرگ نوشته:

چخیدن میشود کوشش کرون و نیز همانند اینجا ستیز کردن

امین کیخا نوشته:

کشفته بر وزن شکفته وارون شکفته است یعنی پژمریده

امین کیخا نوشته:

با او نمی توانی که چخی ! یعنی حریف او نیستی

امین کیخا نوشته:

نویدن یعنی لرزیدن و گریستن ، نال هم که نی است پس نال نویدن یعنی نی جنبنده و صحنه خلنگ زار را در وزیدن باد به یاد ادم می اورد ، بسیار زیباست ! زهی شکر پاره فارسی

امین کیخا نوشته:

دوست دارم هنگامی که کسی این شعر را می خواند نگو ید که این کلمات دیگر وجود ندارند بلکه جوانمردانه و ازادمردانه بگوید من فارسی نمی دانم ، من خستو می شوم ، با درود به مسعود سعد زباناور

پژمریده! نوشته:

معانی مزیده ،کفیده وشمیده به ترتیب میشود چشیده ،شکافته و بوییده

لهیده نوشته:

لییدن یعنی جویدن و ژاژ لییدن همان ژاژ خاییدن است و کنایه از سخن بیهوده راندن ژاژ هم که میدانیم خاریست بیمزه که در بیابان میروید و شترها آن را میجوند ولی نمی بلعند

امین کیخا نوشته:

شمیدن غش کردن است

شغاد! نوشته:

بله ترسیدن و رمیدن و آشفتن هم میشود

کانال رسمی گنجور در تلگرام