گنجور

شمارهٔ ۷

 
منوچهری
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

در خمار می دوشینم ای نیک حبیب

آب انگور دو سالینه‌م فرموده طبیب

آب انگور فرازآور یا خون مویز

که مویز ای عجبی هست به انگور قریب

شود انگور زبیب آنگه کش خشک کنی

چون بیاغاری انگور شود، خشک زبیب

این زبیب ای عجبی مردهٔ انگور بود

چون ورا تر کنی زنده شود اینت غریب

می بباید که کند مستی و بیدار کند

چه مویزی و چه انگوری، ای نیک حبیب

ما بسازیم یکی مجلس، امروزین روز

چون برون آید از مسجد آدینه خطیب

بنشینیم همه عاشق و معشوق به هم

نه ملامتگر ما را و نه نظاره رقیب

می دیرینه گساریم به فرعونی جام

از کف سیم بناگوشی با کف خضیب

جرعه برخاک همی‌ریزیم از جام شراب

جرعه بر خاک همی‌ریزد آزاده ادیب

ناجوانمردی بسیار بود، چون نبود

خاک را از قدح مرد جوانمرد نصیب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رهام نوشته:

زبیب کشمش (مویز)است واز نوع نامرغوب دانه دار

امین کیخا نوشته:

اغاردن یعنی خیس کردن و نم دادن ، به لری سیفنیدن یعنی خیساندن، إهار دادن پارچه هم از همین لغت است

امین کیخا نوشته:

جوانمردی به عربی فتوت وگاهی کرامة معنی میدهد برای فارسی انها رد و رادی را داریم که هم معنی جوانمردی را میدهد هم بخشندگی

کانال رسمی گنجور در تلگرام