گنجور

شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوالحسن بن علی‌بن موسی

 
منوچهری
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

رفت سرما و بهار آمد چون طاووسی

به سوی سبزه برون آمد هر محبوسی

هر زمان نوحه کند فاخته، چون نوحه‌گری

هر زمان کبک همی‌تازد، چون جاسوسی

بر سر سرو زند پردهٔ عشاق، تذرو

ورشان نای زند، بر سر هر مغروسی

بر زند نارو، بر سرو سهی «سرو سهی»

بر زند بلبل بر تارک گل قالوسی

دم هر طوطیکی چون ورق سوسن تر

باز چون دستهٔ سوسن دم هر طاووسی

به سحرگاهان، ناگاهان آواز کلنگ

راست چون غیو کند صفدر در کردوسی

چون صفیری بزند کبک دری در هزمان

بزند لقلق بر کنگره بر، ناقوسی

رعد، پنداری طبال همی طبل زند

بر در بوالحسن بن علی بن موسی

آن رئیس رؤسای عرب و آن عجم

که همی‌ماند بر تخت چو کیکاووسی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام