گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
منوچهری
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

سپیده‌دم که وقت کار عامست

نبیذ غارجی رسم کرامست

مرا ده ساقیا جام نخستین

که من مخمورم و میلم به جامست

ولیکن لختکی باریکتر ده

نبیذ یکمنی دادن کدامست

نماز بامدادان کرد باید

سه جام یکمنی خوردن حرامست

چو وام ایزدی بنهاده باشم

مرا ده ساتگینی بر تو وامست

چنانکه باز نشناسد امامم

رکوعم را رکوعست ار قیامست

خوشا جام میا، خوشا صبوحا

خوشا کاین ماهرو ما را غلامست

دو زلفش دو شب و دو خال مشکین

ظلام اندر ظلام اندر ظلامست

صبوح از دست آن ساقی صبوحست

مدام از دست آن دلبر مدامست

غلام و جام می را دوست دارم

نه جای طعنه و جای ملامست

همی‌دانم که این هر دو حرامند

ولیکن این خوشیها در حرامست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام