گنجور

بخش ۴ - حکایت زاهد و مزد طاعت

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مطلع‌الانوار
 

زاهدی از خوان رضا توشه گیر

گشت ز غوغای جهان گوشه‌گیر

شد ز بسی سجدهٔ پنهانیش

خاک زمین صندل پیشانیش

تا به نود سال درین داوری

داشت ز توفیق خدا یاوری

صبح دمی خضر ز خضرای دشت

سوی نهان خانهٔ رازش گذشت

گفت ز علمی که مرا داده‌اند

معرفت هر دو سرا داده‌اند

می نگرم کاین عمل صدق زای

می کنی و می نپذیرد خدای

پیر ز حالت چو گلی بر شگفت

استنم از طرب افشاند و گفت

گر نپذیرد ز من هیچ کس

آنکه نگه می‌کند آنم نه بس

من عمل خویش کنم بنده وار

آن که خدائیست برانم چه کار

خسرو اگر دین طلبی کار کن

طاعت یزدان کن و بسیار کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یک نفر نوشته:

سلام
ببخشید آقا معنی ((استنم)) در بیت هفتم چیه؟؟؟

ناشناس نوشته:

بیت هفت
غلط: استنم
درست: آستی
آستی = آستین
منبع = نسخه خطی

کانال رسمی گنجور در تلگرام