گنجور

شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

از درشه با همه شرمندگی

آمدم اندر وطن بندگی

خم شده از بارگهر گردنم

فرض شده خدمت شه کردنم

گوشه گرفتم ورق دل به دست

عقل سراسیمه و اندیشه مست

روی نهان کردم از ابنای جنس

نی غلطم بلکه خود از جن و انس

آب معانی ز دلم زاد زود

آتش طبعم به قلم داد و دود

چون به توکل شدم اندیشه سنج

سینهٔ خاکیم برون داد گنج

همت مردانه ببستم به کار

ریختم از خامه در شاهوار

با زنیامد قلمم تا سه ماه

روز و شب از نقش سپید و سیاه

تا ز دل کم هنر و طبع سست

راست شد این چند خط نادرست

ساخته گشت از روش خامه‌ای

از پس شش ماه چنین نامه‌ای

در رمضان شد به سعادت تمام

یافت قران نامهٔ سعدین نام

آنچه به تاریخ زهجرت گذشت

بود سنه ششصد و هشتاد و هشت

سال من امروز اگر بررسی

راست بگویم همه شش بود و سی

زین نمط آراسته بکری چو ماه

باد قبول دل دانای شاه

کس چه شناید که چه خون خورده‌ام

کاین گهر از حقه برآورده‌ام

ساخته‌ام این همه لعل و گهر

از خوی پیشانی و خون جگر

تانهم از فکرت پنهانیش

گه به جگر، گاه به پیشانیش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام