گنجور

شمارهٔ ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی )

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

رخش طلب کرد شه کام گار

شد بگهٔ چاشت به دولت سوار

از روش پیل کران تا کران

سر به سر اندام زمین شد گران

صف سیاه از علم سرخ وز رد

نسخهٔ دیباچهٔ نوروز کرد

شه بتهٔ چتر سیه می چمید

اول شب صبح دوم می‌دمید

شاه بدر وازهٔ دولت شتافت

دادبدر وازه کشادی که یافت

نغمهٔ مطرب زگلوگاه ساز

گوش نیوشنده همی کرد باز

ماه و شاخ چرخ زنان پای کوب

گشته به مو از ره شه خاکروب

بس که فشاندند ز هر سو نثار

فرش زمین شد ز در شاهوار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام