گنجور

شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

کرد چو ره در سرطان آفتاب

چشمهٔ خورشید فرو شد باب

ابر سرا پرده به بالا کشید

سبزه صف خویش به صحرا کشید

تندی سیلاب ز بالای کوه

از شعب آورد زمین را ستوه

برق بهر سوی به تابی دگر

دشت بهر جوی بابی دگر

شالی سر سبز ندانم ز چیست

کاب گذشتش ز سر، آنگاه زیست

آب فراخی همه ره تا به گنگ

آمده لشکر همه از آب تنگ

پای ستوران به زمین در شده

گاو زمین را سم شان سر شده

بود بهر جا که نزول سپاه

تنگی جو بود و فراخی کاه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام