گنجور

شمارهٔ ۲۶ - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

بادشه شرق، که آن مژده یافت

روش ، چو خورشید زمشرق، بتافت

روی به کاؤس کی آورد و گفت

تا شود آن ماه بخورشید جفت

سوی برادر شود آراسته

با سپه و کوکبهٔ و خواسته

جست، پی هدیه نصیحت گران

دیده فروز همه قیمت گران

جامه هندی که ندانند نام

از تنگی تن بنماید تمام

عود به خروار قرنفل به من

خرمنی از نافهٔ مشک ختن

عنبر و کافور معنبر سرشت

صندل خالص چو درخت بهشت

سر به فلک برده بسی ژنده پیل

کوه گران را به قیامت دلیل

داد به شهزاده و کردش روان

ساخته با کوکبهٔ خسروان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام