گنجور

بخش ۲۳ - آواره شدن فرهاد از عشق شیرین

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین
 

چو شیرین که گهی پیشش رسیدی

نمک بودی که بر ریشش رسیدی

چو مرغی تشنه کابی بینداز دام

نه آن یابد نه بی آن گیرد آرام

سپهر افسون غم در وی دمیدی

دلش از هوش و هوش از وی رمیدی

شدی از دست چون شوریده کاران

به ماندی بی خبر چون سایه داران

سحر تا شام خارا سوختی زاه

میان خار غلطیدی شبانگاه

گهی در آرزوی چشم دلبند

زدی بر چشم آهو بوسه‌ای چند

گهی در گوشه با مرغان نشستی

ز وحشت دل بدیشان باز بستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام