گنجور

بخش ۲۰ - عقد کردن خسرو شکر را

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین
 

عروس صبح دم چون پرده برداشت

جهان را جلوهٔ خور در نظر داشت

طلب کردند موبد را نهانی

که عقدی بست بر رسم مغانی

چو شد شرط زناشوئی همه راست

مراد آماده گشت و داوری خاست

ملک در پرده با دلدار بنشست

به تاراج شکر شد طوطی مست

در او پیچید چون در گل گیائی

غلط کردم که در گنج اژدهائی

شکر خائیده شد در زیرگازش

به حلوا در شد انگشت درازش

به گنج انداخت مارش مهرهٔ خویش

صدف بستد ز باران قطرهٔ خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی جلالپور نوشته:

قسمت عقد کردن خسرو شکر را، بیت ششم مصرع دوم .. احتمالا اینچنین است” به حلوا تر شد انگشت درازش” بجای در باید تر باشد.. با تشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام