گنجور

شمارهٔ ۹۹۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خم زلفت که مشک چین آمد

با گل و لاله همنشین آمد

لب لعل تو کان پر از گهر است

خاتم حسن را نگین آمد

کوه را سایه دار نتوان کرد

جز دو زلفت که بر سرین آمد

گرچه گل ناز می کند بر شاخ

نه چو روی تو نازنین آمد

ای که پیکان تیز غمزه تو

تشنه خون حور عین آمد

صورت این کن که چین ابرویت

صورت حسن را چو چین آمد

بگزیدم لبت که خون آید

خون برون نامد، انگبین آمد

از شب زلف تو برست دلم

گشت روشن که خسرو این آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام