گنجور

شمارهٔ ۹۸۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شیوه کان ترک ماهرو داند

قتل یاران مهرجو داند

گر دلم خون کند، وگر سوزد

من کیم، زان اوست، او داند

گل چه داند که درد بلبل چیست؟

او همین کار رنگ و بو داند

شاهد مست گاه سنگ انداز

سر درویش را سبو داند

هر که در عشق دیده را تر کرد

آب روی خود آب جو داند

چند گویی دلت که دزدیده ست؟

بنده چشم ترا نکو داند

بی زبان شد ز دیدنت خسرو

کاو همه کار گفتگو داند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام