گنجور

شمارهٔ ۹۸۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با تو در سینه جان نمی گنجد

تو درونی ازان نمی گنجد

ناتوانم ز عشق و هیچ علاج

در دل ناتوان نمی گنجد

تنگ دارد دل مرا که در او

جز تو کس، ای جوان، نمی گنجد

آنچنانی نشسته اندر دل

که نفس هم در آن نمی گنجد

می نگنجی تو در میانه جان

لیک جان در میان نمی گنجد

غم تو آشکار خواهم کرد

چه کنم، در نهان نمی گنجد

عشق در سر فتاد و عقل برفت

کاین دو در یک مکان نمی گنجد

تا که خسرو زبان گشاد از تو

سخنش در جهان نمی گنجد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام