گنجور

شمارهٔ ۹۷۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لب لعل تو جز به جان نبرد

آشکارا برد، نهان نبرد

جان بدینسان که می برد لب تو

هیچ کس از لب تو جان نبرد

نرود مه بر اوج در شب تار

تا ز زلف تو نردبان نبرد

پیش ازین بر خودم یقینی بود

که دلم هیچ دلستان نبرد

تو ببردی همه یقین دلم

بر طریقی که کس گمان نبرد

چشم پر خون کشم به پیش تو، لیک

کس جگر پیش میهمان نبرد

بر دو چشمم روان بود کشتی

کاین همه عمر بر کران نبرد

برد از ضعف هر طرف بادم

هرگزم بر تو ناگهان نبرد

خسرو افتاد بر در تو چو خاک

باد را گو کز آستان نبود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام