گنجور

شمارهٔ ۹۷۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صبح پیش رخ تو دم نزند

سرو پیش قدمت قدم نزند

نقش شیرینت بیند ار شاپور

گر چه تیغش زنی قلم نزند

خضر پیش لبت به آب حیات

لب چه باشد که دست هم نزند

نرگست چون سپاه غمزه کشد

عقل جز خیمه در عدم نزند

سر من و آستان تو، هر چند

که مسلمان در صنم نزند

تنم از بار عشق تو خم شد

کیست کز بار عشق خم نزند

صبر کم می زند قدم زین سوی

اینچنین کو که پای کم نزند

چشم می زن ز دیده بر خسرو

که به شب پلک خود بهم نزند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام