گنجور

شمارهٔ ۹۶۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

داد خواهم، اگر بخواهی داد

خواهم از آه صبحگاهی داد

جورکم کن، چو آرزوی ترا

بر دل من خدای شاهی داد

خط تو از برای کشتن من

فتوی خون بیگناهی داد

غم دل می نهفتم، آب دو چشم

در حق من به خون گواهی داد

ای پسر، دیده سفید مرا

خال مشکین تو سیاهی داد

سخن تست سلک مروارید

کابر نیسان ز مه به ماهی داد

بوسه ای خواه بر من از لب خویش

وانگه از خاص خویش خواهی داد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام