گنجور

شمارهٔ ۹۵۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در تو کسانی که نظر می کنند

هستی خود زیر و زبر می کنند

صندل درد سر عشق است، آنک

خاک درت تکیه سر می کنند

از پی بوی تو نفسهای من

خاصیت باد سحر می کنند

خنده که بر من دو لبت می زنند

نرخ گل و شکل گهر می کنند

تو لب خود شوی و بده، کین پس است

خلق که حلوا ز شکر می کنند

توشه جگر پخته ام از بهر آنک

جان و دلم هر دو سفر می کنند

عقل مرا کارفزایان عشق

کهنه درختی ست که بر می کنند

پند که گویند به دلسوزیم

سوخته را سوخته تر می کنند

خسرو، اگر سیر ز جان نیستند

خلق در آن رو چه نظر می کنند؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام