گنجور

شمارهٔ ۹۴۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد

نسیم آن به تن رفته باز جان آورد

هزار جان سزد از مژده، گربه باد دهند

که نزد دلشدگان بوی دلستان آورد

خبر ز چین سر زلف مشکبوی تو داد

صبا چو از دل گم گشته ام نشان آورد

اگر نه جان عزیزی، چرا دمی بی تو؟

به کام دل نفسی برنمی توان آورد

دلم ز لطف تو رمزی به گوش تو می گفت

ز شوق اشک چم آب در دهان آورد

هزار بوسه لبم زد ز شوق بر دهنم

ازان که نام دهان تو بر دهان آورد

به شست هجر تو بر جان بیقرارم زد

هر آن خدنگ که ایام در کمان آورد

کسی به قربت تو دست یافت چون خسرو

که روی سوی تو و پشت بر جهان آورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام