گنجور

شمارهٔ ۹۲۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جهان چه بینم، چون دیدنی نمی ارزد

خوش است دهر به پرسیدنی نمی ارزد

از آنست خواب اجل چشم بند جمله جهان

که نقشهای جهان دیدنی نمی ارزد

مکن ز چرخ مدور گله، چو می دانی

که جور جام به جوریدنی نمی ارزد

مرو به درگه خلق جهان که در دنیا

همه متاع به کوبیدنی نمی ارزد

مخند شاه به زرهای زعفرانی رنگ

به جان تو که به خندیدنی نمی ارزد

هزار گونه گل است اندرین چمن، لیکن

چو بیوفاست، همه چیدنی نمی ارزد

مخور به رفق غم یار بی خرد، خسرو

که پشت گاو به خاریدنی نمی ارزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام