گنجور

شمارهٔ ۹۲۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

غمم بکشت به کار جهان که پردازد

دلم اسیر شد و نیز جان که پردازد

من و زیادت حاجات و کنج ویرانه

درین بلا به غم خان و مان که پردازد

هزار شمع جمال آیدم به پیش نظر

دلم به سوختن خود بدان که پردازد

بدین صفت که تو مشغول حسن خویشتنی

به چاره دل بیچارگان که پردازد

بر آستان تو میرم که زیر دیوارت

چو جان دهم به من ناتوان که پردازد

به همرهی تو رفتن به باغ بیهوده ست

که پیش تو به گل و ارغوان که پردازد

روا مدار به دوری هلاک خسرو، از آنک

به جز وصال تو با عاشقان که پردازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام