گنجور

شمارهٔ ۹۱۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل مرا چو ز روی تو یاد می آید

هزار شادی در دل زیاد می آید

تو پای خویش فراموش کرده ای از حسن

کجات از من سرگشته یاد می آید

غم تو در دلم آتش نهاد و از لعلت

صد آتش دگر اندر نهاد می آید

سواد چین شده زلفین تو که هر سحرم

نسیم مشک افشان زان سواد می آید

مراد سینه خسرو تویی و روی ترا

هر آن صفت که کنم بر مراد می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام