گنجور

شمارهٔ ۸۵۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد

چون بلبلی که دور ز گلزار جان دهد

از رشک زلف غالیه سای تو هر شبی

گر جان بود به نافه تاتار جان دهد

ابرو دو تا شده ست بر آن چشم پر خمار

چون مشفقی که بر سر بیمار جان دهد

ای ناخدای ترس، بران خسته رحم کن

کز شوق آن دو لعل شکربار جان دهد

دامن کشان شبی به سر کوی من برآی

تادل به زیر پای تو ایثار جان دهد

یارب تو جان به سرو سهی ده که در چمن

هر لحظه پیش آن قد و رفتار جان دهد

خسرو به غمزه تو دهد جان چنان که کس

بر دست شحنگان ستمگار جان دهد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام