گنجور

شمارهٔ ۸۵۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد

آرام و صبر از دل و از دیده خواب برد

از راه دل در آمد و از روزن دماغ

رختی که دیده بسته به مشکین طناب برد

روزی عجب مدار که طوفان برآورد

باران اشک دیده که دست از سحاب برد

چشمم که بود خانه خیل خیال تو

عمرت دراز باد که آن خانه آب برد

زاهد برای مجلس رندان باده نوش

دوش آمد و به دوش سبوی شراب برد

دوران پیریم به سر آورد روز شیب

هجران یار رونق عهد شباب برد

خسرو بسی خطا که به طغرای دلبران

خواهد برات نامه به روز حساب برد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام