گنجور

شمارهٔ ۸۱۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سروی چو قامت تو در بوستان نباشد

زیرا که بوستان را سرو روان نباشد

هر جا که بگذری تو، باشد زیان دلها

در شهر کس نباشد کش زین زیان نباشد

چشمت به نیم غمزه صد جان فروشد، آری

رخت مقامران را نرخ گران نباشد

گستاخی است از من کان «پا به چشم من نه »

من خود ترا بگویم، گر جای آن نباشد

گویند، خسروا، از عشق خود را چه فاش کردی؟

خود رنگ عشق بازان از رخ نهان نباشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام