گنجور

شمارهٔ ۸۱۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلبر من دوش که مهمان رسید

در شب هجرم مه تابان رسید

ذره نم از چشمه خورشید یافت

مورچه را ملک سلیمان رسید

سایه صفت پست شدم زیر پاش

چون به من آن سرو خرامان رسید

زیستنم باد مبارک که باز

در تن مرده قدم جان رسید

آتش دل کشته شد و من شدم

زنده چو آن چشمه حیوان رسید

جلوه طاووس چرا ناورد

پر مگس کان شکرستان رسید؟

گریه خسرو چو نگه کرد، گفت

خانه روم باز که باران رسید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام