گنجور

شمارهٔ ۸۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر چه بر بود عقل و دین مرا

بد مگویید نازنین مرا

گوشش از بار در گران گشته ست

نشنود ناله حزین مرا

آخر، ای باغبان، یکی بنمای

به من آن سرو راستین مرا

کرمی می کند رقیب خنک

که بسوزد دل غمین مرا

عشق در کار خوبرویان کن

زهد و تقوی و کفر و دین مرا

دست در گل همی زنم، لیکن

خار می گیرد آستین مرا

چشم من بود بر نگین دهانش

داد انگشتری نگین مرا

سوخته بینمش، اگر اثریست

در سحر آه آتشین مرا

خسروا، بگذر از سرم که ز اشک

بیم غرق است همنشین مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام