گنجور

شمارهٔ ۷۹۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل ز روی تو فرو می ریزد

مشک در زلف تو می آویزد

از پی دیدن روی چو گلت

باد صد نقش همی انگیزد

هر که آن خط مسلسل بیند

خاک بر خط دبیران ریزد

چون سحر بوی تو آید به چمن

باد صبح از سر گل برخیزد

دست شستم ز دل خون گشته

زانکه با زلف تو می آمیزد

چشم بیمار تو از خون دلم

می خورد باده نمی پرهیزد

سر نهاده ست چو خسرو به غمت

سر نهد، گر ز غمت بگریزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام