گنجور

شمارهٔ ۷۸۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که را یاری چو تو سرکش بود

کی ز بیم تیغ سر در کش بود

مجلسی کانجا بود شمعی چو تو

مرغ جان پروانه آتش بود

چند گه بگذار تا می بینمت

تا که جانم وام تو، مهوش، بود

روز و شب می میرم اندر یاد تو

مرگ هم بر یاد رویت خوش بود

گر به یک بوسه لبت بتوان گزید

آن یکی بوسه به جای شش بود

تا سزا بیند دل بی عافیت

خوبرو آن به که گردنکش بود

خسروا، گر عاشقی از غم منال

عشقبازان را دل غمکش بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام