گنجور

شمارهٔ ۷۷۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز بوی گل مرا دیوانه کرد

باز عقلم را صبا بیگانه کرد

بازم از سر تازه شد مستی عشق

بس که بلبل ناله مستانه کرد

گل چو شمع خوبرویی برفروخت

بلبل بیچاره را پروانه کرد

نی بر آب زلف تست، ار چه به باغ

زلف را با آب سنبل شانه کرد

لاله را بهر تقاضای شراب

جرعه می در ته پیمانه کرد

خرمن بسیار هشیاران بسوخت

بس که عشقت آتش دیوانه کرد

جان برد از خانه تن عاقبت

اینچنین عشقت که در دل خانه کرد

قصه شیرین، عجب افسانه ایست

کوهکن خواب اندرین افسانه کرد

خورد خسرو نیست جز غم، چاره نیست؟

چون خدا این مرغ را این دانه کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام