گنجور

شمارهٔ ۷۴۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد

دل من را لب پر شور تو بریان دارد

خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند

سینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد

کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسن

از لطافت همگی پیش تو خود آن دارد

گر نبات خط تو سبز بود، نیست عجب

خضر است آنکه سرچشمه حیوان دارد

جانم از شوق تو، گر خرقه تن کرد قبا

نتوان گفت درین خرقه که نقصان دارد

دل من با سر گیسوی درازت همه شب

تا شبیخون نرود، دست و گریبان دارد

شعر خسرو به مثل سحر حلال است، ولی

نتوان گفت که او پایه حسان دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام