گنجور

شمارهٔ ۷۴۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد

به وفا کوش که از دوست وفا خوش باشد

بی تو، ای گل، سر گلگشت چمن نیست مرا

که تماشای گلستان شما خوش باشد

پرده برگیر ز رخ تا که دعایی بکنم

که به هنگام سحرگاه دعا خوش باشد

گر کند ناز وگر عربده با اهل نظر

چشم مردم کش آن شوخ به ما خوش باشد

گر دلم ریش کند ور جگرم خون سازد

چشم غارتگر آن ترک مرا خوش باشد

دایم از پرورش من آن سرو خوش است

همه خواهند که پرورده ما خوش باشد

خسروا، دیده نگه دار ز دیدار رقیب

که زیان نظر از صحبت ناخوش باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمد نوشته:

با درود؛
در مصراع اول بیت ششم ، اشکالى در خوانش مى بینم. تصور بر این است که اگر این بیت را بصورت زیر بخوانیم درستتر باشد؛

دائم از پرورش اشک من آن سرو خوش است
همه خواهند که پرورده ما خوش باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام